أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
85
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
در طول و عرض و نامش ضراح نهادند و ايشان را فرمود : تا آن را طواف كنند چنان كه اهل آسمان بيت المعمور را أبو ذر غفارى روايت كند كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيدند از اوّل مسجدى كه در زمين بساختند براى عبادت را ؟ - گفت : مسجد الحرام بود آنگه بيت المقدّس . گفتند : يا رسول اللّه چه مدّت بود ميان ايشان ؟ - گفت : چهل سال هر كجا كه وقت نماز به تو رسد نماز كن كه زمين همه مسجد من است ابن شهاب گفت : [ بكّه ] زمين مسجد است و خانه و مكّه جملهء حرم است « و بكّه » از بهر آن خوانند كه مردم آنجا بر يكديگر انبوهى كنند و پيش يكديگر بگذرند عطا گفت : مردى نماز ميكرد در مسجد الحرام زنى پيش او بگذشت مرد او را زجرى كرد محمّد باقر عليه السّلام گفت : او را رها كن كه اين بكّه است يبكّ بعضها بعضا اى يدقّ و مكّه از بهر آن گويند كه آب درو اندك باشد حسن بصرى از عبد الله عباس روايت كرد كه او گفت : بر روى زمين هيچ جائى نميشناسم كه عامل را درو بهر حسنهء صد هزار بنويسند إلّا مكّه و يك ركعت نماز به صد هزار ركعت بنويسند و صدقه به صد هزار صدقه بر آيد در آنجا ، سراى « 1 » ابرار است و نمازگاه اخيار است و نگرستن در خانهء كعبه برابر عبادة الدّهر و صوم الّدهر باشد و فرشتگان در آنجا بر دعاى دعا كنندگان آمين گويند و مورد و مصدر جملهء أنبيا در آنجا بوده است فرداى قيامت پيغمبران و صدّيقان و شهيدان را و صالحان را ازو پيشتر حشر كنند و آنان را كه از آنجا حشر كنند ايمن باشند و آنخانهء مبارك است و قبلهء عالميان است و گفتهاند كه : [ هُدىً ] بمعنى دلالت و بيان است در بسيارى معالم دين از نماز و طواف و ذبح و جز آن ، درو آياتى هويدا و روشن است و گفتهاند : مراد بآيات مشاعر و معالم است كه آنجا هست از حجر اسود و ركن و حطيم و زمزم و جز آن و گفتهاند كه : در او آياتى است كه دليل شرف كعبه مىكند جارى مجراى معجزه چنان كه اگر صد و دويست و بيشتر از آن كه در جاى ديگر نگنجند چون در آنجا شوند در آنجا گنجند و هيچ مرغ و كبوتر بر سر آنخانه نپرد و هيچ مرغى در مسجد ذرق نيفكند و چندان سنگ كه اندازند در جمار زيادت نشود و اگر جائى ديگر بودى هر
--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى و نسخ ديگر « سراب » و در تفسير ابو الفتوح « شراب » ليكن در بعضى نسخ اين تفسير و در تفسير ملا فتح اللّه كما فى المتن .